زیارت از راه دور؛
همين گرد و غبارِ زائرانِ حسين ما را بس...
اهلِ دلي را ديدم كه در حرمِ اباعبدالله رفت سراغِ پيرزني از خدامِ حرم و به قاعدهي مشتي از خاكهايي را كه پيرزن از كفِ صحن روبيده بود، به رقمي گزاف خريد.
يکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۰۵
باشگاه جوانی برنا / از "سرلوحهها"ی رضا امیر خانی
هرگز حكمتِ عتبهبوسي را در نيافته بودم تا وقتي در حرمِ اباعبدالله زائراني را ديدم كه خسته از راهي طولاني كه با پاي پياده پيموده بودند، لنگان لنگان راه ميرفتند.
آنجا بود كه فهميدم عتبهبوسي، بوسيدنِ پاي اين زائران است و الا ما را چه به مقامِ معصوم...
اهلِ دلي را ديدم كه در حرمِ اباعبدالله رفت سراغِ پيرزني از خدامِ حرم و به قاعدهي مشتي از خاكهايي را كه پيرزن از كفِ صحن روبيده بود، به رقمي گزاف خريد.
چشم را به خاك متبرك كرد و گفت: "ما را چه به تربتِ اباعبدالله، همين گرد و غبارِ زائرانِ حسين ما را بس..."